باغبان گر پنج روزی صحبت گل بايدشبر جفای خار هجران صبر بلبل بايدشای دل اندر بند زلفش از پريشانی منالمرغ زيرک چون به دام افتد تحمل بايدش...تکيه بر تقوا و دانش در طريقت کافری استراهرو گر صد هنر دارد، توکل بايدش...حضرت حافظخدایا سپاسگزارم بابت این ابیات + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 17:57 توسط بانوی عشق | ۴۳۰...
دوش من پیغام کردم سوی تو اِستاره راگفتمش خدمت رسان از من تو آن مهپاره راسجده کردم گفتم این سجده بدان خورشید برکاو به تابش زر کند مر سنگهای خاره راسینهی خود باز کردم زخمها بنمودمشگفتمش از من خبر ده دلبرِ خونخواره راسو به سو گشتم که تا طفلِ دلم خامش شودطفل خسپد چون بجنباند کسی گهواره راطفلِ دل را شیر ده ما را ز گردش وارهانای تو چاره کرده هر دم صد چو من بیچاره راشهرِ وصلت بوده است آخر ز اول جای دلچند داری در غریبی این دلِ آواره را ؟من خمش کردم ولیکن از پی دفعِ خمارساقیِ عشّاق گردان نرگس خماره راحضرت مولانا + نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 21:17 توسط بانوی عشق | ۴۳۰...